خرید بک لینک

منشور روحانیت13

إن‌ شاءالله در بین جامعه‌ی مدرسین و طلاب انقلابی اختلافی نیست؛ اگر باشد بر سر چیست؟ بر سر اصول یا بر سر سلیقه‌ها؟ آیا مدرسین محترم كه ستون محكم انقلاب در حوزه‌‌های علمیه بوده‌اند نعوذ بالله به اسلام و انقلاب و مردم پشت كرده‌اند؟ مگر همان‌‌ها نبودند كه در كوران مبارزه، حكم به غیرقانونی بودن سلطنت دادند؟ مگر همان‌‌ها نبودند كه وقتی یك روحانی به ظاهر در منصب هر جمعیت از اسلام و انقلاب فاصله گرفت، او را به مردم معرفی كردند؟ آیا مدرسین عزیز از جبهه و رزمندگان پشتیبانی ننمودند؟ اگر خدای ناكرده این‌ها شكسته شوند، چه نیرویی جای آنان را خواهد گرفت و آیا ایادی استكبار، روحانی‌نما‌‌هایی را كه تا حد مرجعیت تقویت نموده است، یا فرد دیگری را در حوزه‌ها حاكم نمی‌كنند؟ و یا آن‌ها كه در طوفان پانزده سال مبارزه قبل از انقلاب و ده‌سال حوادث كمرشكن بعد از انقلاب، نه غصه‌ی مبارزه و نه غم جنگ و اداره كشور را خورده‌اند و نه از شهادت عزیزان متأثر شده‌اند و با خیالی راحت و آسوده به درس و مباحثه سرگرم بوده‌اند، می‌توانند در آینده پشتوانه‌ی انقلاب اسلامی باشند؟ راستی شكست هر جناحی از علما و طلاب انقلابی و روحانیون و روحانیت مبارز و جامعه‌ی مدرسین، پیروزی چه جناحی و چه جریانی را تضمین می‌كند؟ جناحی كه پیروز شود، یقیناً روحانیت نیست و اگر آن جناح الزاماً به روحانیت رو آورد، راستی به سراغ كدام قشر و تفكر از روحانیت می‌رود؟ خلاصه اختلاف به هر شكلی كوبنده است. وقتی نیرو‌‌های مؤمن به انقلاب حتی به اسم فقه سنتی و فقه پویا به مرز جبهه‌بندی برسند، آغاز باز شدن راه استفاده‌ی دشمنان خواهد بود. جبهه‌بندی نهایتاً معارضه پیش می‌آورد. هر جناح برای حذف و طرد طرف مقابل خود واژه و شعاری انتخاب می‌كند؛ یكی متهم به طرفداری از سرمایه‌داری و دیگری متهم به التقاطی می‌شود كه من برای حفظ اعتدال جناح‌‌ها همیشه تذكرات تلخ و شیرینی داده‌ام؛ چرا كه همه را فرزندان و عزیزان خود می‌دانم. البته هیچ‌گاه نگران مباحثات تند طلبگی در فروع و اصول فقه نبوده‌ام ولی نگران تقابل و تعارض جناح‌های مؤمن به انقلابم كه مبادا منتهی به تقویت جناح رفاه‌طلب بی‌درد و نق بزن گردد. برآیند می‌گیرم كه اگر روحانیون طرفدار اسلام ناب و انقلاب دیر بجنبند ابرقدرت‌ها و نوكرانشان مسایل را به نفع خود خاتمه می‌دهند. جامعه‌ی مدرسین باید طلاب عزیز انقلابی و زحمت كشیده و كتك خورده و جبهه رفته را از خود بدانند. حتماً با آنان جلسه بگذارند و از طرح‌‌ها و نظریات آنان استقبال نمایند و طلاب انقلابی هم مدرسین عزیز طرفدار انقلاب را محترم بشمارند و با دیده‌ی احترام به آنان بنگرند و در مقابل طیف بی‌عرضه و فرصت‌طلب و نق بزن یدِ واحده باشند و خود را برای ایثار و شهادت در راه هدایت مردم آماده‌تر كنند. حال جامعه و مردم طالب حقیقت باشند مثل زمان ما كه حقاً مردم بیشتر از آنچه كه ما فكر می‌كنیم وفادار به روحانیت بوده و خواهند بود یا نباشند، مثل زمان معصومین علیهم‌السلام. اما مردم شریف ایران توجه داشته باشند كه نوعاً تبلیغاتی كه علیه روحانیت انجام می‌پذیرد، به منظور نابودی روحانیت انقلاب است. ایادی شیطان در تنگنا‌ها و سختی‌‌ها به سراغ مردم می‌روند كه بگویند روحانیت مسبب مشكلات و نارسایی‌‌هاست. آن‌هم كدام روحانی؛ روحانی بی‌درد و بی‌مسؤولیت نه، بلكه روحانیتی كه در همه‌ی حوادث جلوتر از دیگران در معرض خطر بوده است. كسی مدعی آن نیست كه مردم و پابرهنه‌ها مشكلی ندارند و همه‌ی امكانات در اختیار مردم است. مسلم آثار ده‌سال محاصره و جنگ و انقلاب در همه‌جا ظاهر می‌شود و كمبود‌ها و نیاز‌ها رخ می‌نماید ولی من با یقین شهادت می‌دهم كه اگر افرادی غیر از روحانیت جلودار حركت انقلاب و تصمیمات بودند، امروز جز ننگ و ذلت و عار در برابر آمریكا و جهان‌خواران و جز عدول از همه‌ی معتقدات اسلامی و انقلابی چیزی برایمان نمانده بود.

برچسب: نویسنده: کیارش امینی تاريخ: يکشنبه 15 شهريور 1405 ساعت: 23:10

صفحه بندی